رها می کنم
جامه در باد
بی آمرزشی
تا تسلای جامانده از حرف هات:
باران مدام
چگونه بیدار می شوی و
فصل را می خوابانی
به آهنگ عطرهای سرگردان
صدایی اگر هست
در هجوم شاخه ها گم می شود
تا بخشش / در دست های تو
گُلی بی نام باشد
اینگونه که حال
می وزی بر من .
اردیبهشت92
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۲/۲۶ ساعت 0:57 توسط شروین سبطی
|