تو بخواه! بخواه! که گلیمم زیر آسمان ها غم بخشایش باشد.
بیژن الهی رفت...
حالا که دارم می نویسم گریه امانم نمی دهد.بیژن الهی بزرگ بود
و مانند بزرگان رفت که هیچکس ندانست او رفت که هست که
خواهد بود.ترجمه های بی نظیرش را از رمبو و میشو و حلاج به یاد بیاورم
یا شعرهای درخشانش را ؟عزلت شاعرانه اش را به یاد بیاورم و یا سواد
کم نظیرش را که عزلت نشینش کرد؟ خوش به حال بزرگی چون او که
پای بر نجاست جو ادبی مسموم ما نگذاشت و چون خورشید درخشان
نامش را در قلب آنها که قدرش را می دانند که می دانند و چون او
خاموشند حک کرد و رفت .خداحافظ بیژن عزیز و سلام بر توای شهید کلمه
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۹/۱۲ ساعت 11:58 توسط شروین سبطی
|