هنگام که کوچ
اقامت کند در اشاره های دور
بخواه از من
مویه های جامانده را
تا باور کنم و
آرام بگیرم بر علف
یاد بیاورم
آب های روان را
رمه های شوریده در خیالم آه!
چشم ببندم
ببخشم نبض مختصرم
به لحظه لحظه های دشت
ماه اما رحمی ندارد
به جستجوی ِبی کَسیم می رود
میان راه ها و هی هی ِ بی دریغ
مرداد93
+ نوشته شده در ۱۳۹۳/۰۵/۱۱ ساعت 17:22 توسط شروین سبطی
|